به گزارش پترونگاشت به نقل از چارسوق، دولت مسعود پزشکیان از عمده اهداف عملیاتی برنامه هفتم پیشرفت در حوزه اقتصاد، عقبنشینی کرده و آنها را غیرقابل اجرا خوانده است.
بر اساس سند رسمی سازمان برنامهوبودجه که با عنوان «عملکرد سال اول قانون برنامه هفتم – احکام و اهداف کمی غیرقابل اجرا» به مجلس ارسال شده، دولت چهاردهم عملاً اهداف کلیدی برنامه توسعه را تعدیل کرده است.
تغییراتی که دولت پزشکیان در اهداف برنامه هفتم ایجاد کرده عبارتند از:
🔸کاهش رشد اقتصادی از ۸ درصد به ۲.۵ درصد
🔸کاهش بهرهوری از ۲.۸ درصد به نیم درصد
🔸کاهش ایجاد شغل سالانه از یک میلیون به ۳۰۰ هزار
🔸کاهش رشد صادرات غیرنفتی از ۲۳ درصد به ۸.۸ درصد
🔸کاهش سهم بودجه عمرانی از ۲۵ درصد به ۱۲ درصد
وعدههای پزشکیان در زمان انتخابات درباره اجرای برنامه هفتم
در حالی که مسعود پزشکیان از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، برنامه کاری دولتش را اجرای برنامه هفتم پیشرفت عنوان میکرد، اکنون دولت وی مدعی شده که عمده احکام برنامه هفتم قابل اجرا نیست.
پزشکیان در جریان رقابتهای انتخاباتی و زمانی که باید برنامه خود را برای ریاست جمهوری ارائه میکرد، به جای عرضه هر برنامهای، بارها و بارها این مطلب را تکرار کرد که برنامه او اسناد بالادستی و سیاستهای کلی نظام و برنامه هفتم توسعه است.
پزشکیان در زمان انتخابات درباره رویکرد دولتش در اجرای برنامههای بالادستی گفت:
• تنهایی کاندیدایی پس از ثبتنام بودم که گفتم سیاستهای قانون برنامه هفتم را اجرا خواهم کرد.
• شنیدم یکی گفته این آقا برنامه ندارد. کسانی که برنامه داشتند و برنامه توسعه را کنار گذاشتند و مملکت را به این روز انداختند باید پاسخگو باشند.
• سیاستهای کلی مقام معظم رهبری مشخص است و هر دولتی که روی کار میآید باید برنامه توسعه را بر مبنای سیاستهای کلی ابلاغی از سوی رهبر انقلاب اجرایی کند.
• یک راهحل علمی دارد که اگر در کشور با آن جلو برویم به نتیجه نمیرسد. در مدیریت سه اصل وجود دارد، مسئول، نحوه کار و پاسخگویی. اگر در یک سیستم برنامه وجود دارد، مسئول را باید بیاوریم و بگوییم که باید این کار را انجام دهی و اگر نکرد او را محاکمه کنیم. فردا از مدیران بپرسید ۹۹ درصد نمیدانند قانون برنامه هفتم توسعه چیست؟ وقتی مسئولان و مدیران این قانون را نمیدانند چه چیزی را مطالبه کنیم؟
• من در روز ثبتنام انتخابات ریاستجمهوری و در ۵ دقیقه زمانی که برای تبیین برنامههای خودم داشتم، تصریح کردم که ما قرار نیست برنامه جدیدی بنویسیم و سیاست جدیدی را در کشور اعلام کنیم. سیاستهای کلی مقام معظم رهبری مشخص است و نهایتاً کاری که دولت محترم در گذشته بر اساس کارشناسی انجام داده، تبدیل به قانون شده و طبیعتاً باید هر دولتی که روی کار میآید باید برنامه توسعه را بر مبنای سیاستهای کلی ابلاغی از سوی رهبر انقلاب اجرایی کند.
• اگر ما بتوانیم این کار کنیم اصولاً نباید تا الآن که در خدمت شما هستم، بیشتر برنامههای ما معطل مانده باشد و چشماندازهایی که مقام معظم رهبری مشخص کردند که قرار بوده ما کشور اول منطقه باشیم و فقر را از بین ببریم و عدالت را گسترش دهیم محقق میشد. همه اینها نشان میدهد که ما در اجرا نتوانستیم پیاده کنیم، درنتیجه اگر روزی ما سیستم اجرایی را در اختیار داشتیم باشیم اولویت اصلی ما رفتن به سمت اجرای سیاستهای کلی و اجرای برنامههای قانونی است.
• معمولاً دولتها وقتی برنامه اعلام میکنند برای رسیدن به این برنامهها کار کارشناسی هم از نظر منابع مالی، نیروهای انسانی پیشبینیهای لازم را در نظر گرفتهاند. قدم اول این است که ما جهتی که دولت در پیش گرفته بوده دنبال کنیم و سعی کنیم که برنامههای بالادستی را درست و بهموقع اجرا کنیم.
• مشکلی که ما معمولاً در دولتها و تغییر مدیریتها داریم این است که هر کس میآید مسیر اصلی را تغییر میدهد و یک مسیر جدیدی را تعریف میکند در حالی که از نظر علمی راه مشخص است و برنامه معلوم است؛ بنابراین وظیفه فردی که به عنوان رئیسجمهور روی کار میآید دنبال کردن مسیر اصلی که از قبل در حال دنبال شدن بوده است. اگر آن راه نامناسب باشد باید کارشناسی مجدد صورت گیرد اما اگر راه درست باشد لزومی برای اینکه ما یک برنامه جدید بنویسیم از نظر علمی بیربط است.
• اگر برنامه در جهت اجرای سیاستها است باید برنامه را ادامه داد. اگر این برنامه نیازمند بازنگری جهت تسریع در کار است باید استراتژی که ما را به هدف برساند را پیاده کرد. کاری که باید در دولت انجام دهیم این است که مجریان را چابکتر کنیم تا ما را به هدف نزدیکتر کند.
• یکی از دلایل تحقق تنها ۲۵ تا ۳۰ درصد برنامه ششم توسعه این بود که افرادی اجرای کار را بر عهده داشتند که اصلاً از برنامه خبر نداشتند و هدف و سیاست را پیگیری نمیکردند و مهارت و علم اجرای کار را نداشتند. هر دولتی که میآید مهم نیست بلکه آنچه مهم است این است که راه تغییر نکند و هدف گم نشود و هر کسی که مسئولیت را میپذیرد باید پاسخگو باشد که میتواند در جایگاهی که قرار گرفته است، سیستم را به هدف برساند.
• اگر میخواهیم به رشد مورد نظر در برنامه هفتم برسیم باید به دو کار اساسی که در سیاستهای کلی ابلاغی رهبری نیز به آن اشاره شده، عمل کنیم؛ اول اینکه مشارکت مردم و به صحنه کشیدن آنها در اقتصاد و دوم شکستن یخ اختلاف میان دولت و مردم است؛ الآن بین مردم و دولت شکاف ایجاد شده است و باید مردم را در صحنه نگه داریم؛ باید مغزها، استعدادها و نیروهای نخبهای که به دلیل رفتارهای ما در حال خروج از کشور هستند را در کشور نگه داریم؛ چراکه اینها هستند که میتوانند ما را به رشد مورد نظر برسانند.
• برای این سرمایهگذاری باید رضایت و امنیت برای سرمایهگذار وجود داشته باشد تا او در کشور ما سرمایهگذاری کند؛ ما نمیتوانیم با قانونهای و تصمیمات خلقالساعه و تغییرات مدیریتی و روشی به چنین اهدافی دست یابیم. با ثبات در قانونگذاری و تصمیمگیری و همچنین ثبات در برخورد با تولیدکنندگان، احترام به نخبگان و توانمندان و همچنین توجه به افکار و ایدههای آنها و برداشتن موانع از سر راه این افراد میتوان به رشد ۸ درصدی دست یافت.
• اگر نتوانیم مشارکت همه گروهها را همراه کنیم هر چقدر هم برنامه درست بنویسیم مثل برنامههای قبل معطل میماند و اتفاقی نمیماند. لازمه اقتصاد خوب دوری از اختلاف و مشارکت همه و استفاده از کارشناسان از سلایق مختلف است.
• اگر نتوانیم انسجام داخلی را در جریان اجرای برنامه داشته باشیم، هر چقدر هم برنامه خوب باشد، اجرای برنامه محقق نمیشود.
• لازمه اجرای برنامه هفتم حضور همه و مشارکت به دور از اختلاف، استفاده از کارشناسان برجسته و نه جناحی و نه دستهای بلکه نخبگان و دانشگاهیان؛ قطعاً اینکه عدهای را به اسم کارشناس بیاوریم ولی کارشناس نیستند قطعاً نمیتوانند ما را به اهداف برنامه برساند.
• همه گفتهاند که ۸ درصد رشد را تحقق میدهیم اما ندادهاند؛ افرادی که ادعا میکنند اما قدرت را در دست گرفتند و نتوانستند انجام دهند، باید در مقابل مردم محاکمه شوند.
انتقادات پزشکیان از دولت شهید رئیسی بابت عدم اجرای برنامه
مسعود پزشکیان در زمان دولت سیزدهم، به شدت منتقد آن دولت بود که چرا احکام برنامههای توسعه و سیاستهای کلی را اجرا نمیکند. پزشکیان حتی گفته بود اگر مسئولان دولت سیزدهم توان اجرای برنامه را ندارند نباید مسئولیت میپذیرفتند:
• مشکل اصلی که ما با آن مواجه هستیم نداشتن یک نقشه راه است. ظاهراً در تئوری میگوییم، اما در عمل یک چنین نقشهای را رسم نکردیم و در جایی هم که یک چنین برنامهای مینویسیم یا نقشه راهی را طراحی میکنیم افرادی که برای اجرای این نقشه انتخاب میکنیم، مهارت، علم و برنامه کافی برای اجرای چنین برنامهای را ندارند.
• خیلی وقتها وقتی با این آدمها صحبت میکنیم میخواهیم برنامهای بنویسیم که سیاستهای کلی اجرایی و محقق شود، میگویند خب این که نمیتواند اجرا کند؛ در حالی که باید آدمی را مسئول کار کنیم که آن راه درست و رو به عملی شدن برنامه را بتواند طی کند و کار را به سرانجام برساند. ما افرادی را میگذاریم که نمیتوانند آن راه را بروند و نتیجهاش هم مشکلاتی است که به وجود میآید.
• اصل سوءمدیریت همین است، من میگویم آدمی که تجربه، علم و مهارت کافی برای اجرایی کردن اهداف برنامه را ندارد اصولاً نباید مسئولیت بپذیرد و نباید چنین آدمی را بگذارند، ولی اوضاع و احوال همچنان ادامه دارد.
• ما حرفهایی میزنیم که اجرا نمیکنیم و وقتی هم که اجرا نشد برای آن توجیه میآوریم؛ لذا من معتقدم باید دنبال آدمهایی گشت که این تئوریهایی که در ذهن مسئولان سیاسی کشور است را در اجرا عملیاتی کنند.
• اگر قانون اجرا نشود؛ چه فرقی میکند مجلس چه قوانینی تصویب کند؟ مثلاً برای برنامه هفتم توسعه وقت زیادی صرف شد، در حالی که برنامه ششم توسعه اجرائی نشده است. منطق حکم میکرد ما همان قانون ششم توسعه را وسط میگذاشتیم و تا بخشی که اجرا شده است را حذف میکردیم و باقیمانده برنامه ششم را علاوه بر پیشنهادات جدید ارائه میدادیم؛ چراکه شورای نگهبان هم این برنامه را تأیید کرده بود.
انتقاد پزشکیان از دولت احمدینژاد بابت عدم اجرای برنامه چهارم
پزشکیان پیش از این از دولت محمود احمدینژاد هم بابت عدم اجرای برنامه چهارم توسعه هم انتقاد کرده بود:
• نقاط ضعف احمدینژاد بیقانونی است، راحت در دور اول گفت من قانون برنامه چهارم را قبول ندارم، دور دوم هم همان قانونی که خودشان آورده بودند در رابطه با بهداشت و درمان اجرا نکردند بقیه چیزها را نمیدانم اینها را یقین دارم که ده درصد خالص هدفمندی را اجرا نکردند، در صورتی که خودشان آورده بودند قانون اول را اجرا نکرد قانون دوم را هم که خودش آورده بود اجرا نکرد نمیشود کسی که مجری قانون است قانون را زیر پا بگذارد هر چقدر هم خوب باشد نمیدانیم از خوبی چه بگویم هر کسی که بیقانونی میکند هر چیز خوبی وقتی در جهت قانون نیست یعنی بد است.
سقوط رشد اقتصادی
در حالی دولت پزشکیان هدف رشد اقتصادی را از ۸ درصد به ۲.۵ درصد کاهش داده که طبق گزارش مرکز آمار، متوسط رشد اقتصادی فصلی کشور در دولت شهید رئیسی ۳.۸ درصد بود اما در ۳ فصل نخست دولت چهاردهم به ۱.۵ درصد سقوط کرده است.
تاکید رهبر انقلاب بر تحقق رشد اقتصادی ۸ درصد
دیماه سال گذشته رهبر انقلاب در دیدار مردم قم به تحقق رشد اقتصادی ۸ درصد اشاره کردند و گفتند: امروز در همین مسئله اقتصادی هم ــ که حالا ما مشکلات اقتصادی داریم ــ آن کسانی که واردند، مطّلعند، کارشناسند، اینها افق را امیدوار میبینند. وقتی مثلاً فرض کنید در سیاستها گفته میشود، [رسیدن به] رشد هشتدرصدی اقتصاد کشور، یک عدّهای حرفهایی میزنند که معنایش این است که این ممکن نیست. در نمایشگاه فعّالان اقتصادی که رئیسجمهور رفت آنجا، فعّالان اقتصادی گفتند و ثابت کردند و رئیسجمهور حرف آنها را تکرار کرد، گفتند ما رشد هشتدرصدی را میتوانیم تأمین کنیم، بدون احتیاج به خارج؛ بنابراین ما در همه زمینهها باید امیدوار باشیم، منتها امیدواری بدون تلاش معنی ندارد. امیدوار باشیم و تلاش کنیم؛ امیدوار باشیم و به لوازم پیشرفت عمل کنیم؛ امیدوار باشیم و بدانیم چه میخواهیم و دنبال چه هستیم و چگونه باید به دنبال آن حرکت بکنیم. این امیدواری [است].
همچنین بهمنماه سال گذشته نیز رهبر انقلاب در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی مجدداً بر تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی تاکید کردند و فرمودند: در مورد رشد اقتصادی هشت درصد، من بحمدالله اطّلاع پیدا کردم تعدادی از صاحبنظران در این زمینه، در قالب کارگروههای متعدّد تخصّصی، چند ماه کار کردند، ظرفیتها را شناسایی کردند، تواناییها را شناسایی کردند، طرحهای سرمایهگذاری را تعریف کردند، راهحلّ مشکلات را هم احصاء کردند. مسئولان دولتی جدّاً باید دنبال کنند. این کارها انجام گرفته؛ این کارگروهها نشستند کار کردند، تلاش کردند، راهحلّ مشکلات را پیدا کردند، ولی اجرای آنها و عمل به آنها به عهده مسئولین است تا بتوانند انشاءالله این رشد اقتصادی هشت درصد را تأمین کنند. نگویند نمیشود؛ آن را معلّق به یک امر نشدنی نکنند که این به فلان قدر سرمایهگذاری خارجی احتیاج دارد! خب معلوم است [با چنین نگاهی] این تحقّق پیدا نمیکند. این کسانی که نشستند روی این مسئله کار کردند، معلّق نکردند این رشد هشت درصد را به یک امر نشدنی؛ آنچه آنها پیشنهاد میکنند، کارهایی است که در داخل میتواند انجام بگیرد، [منتها] کمک لازم دارد؛ باید دولت کمک کند. به نظر من این کار کاملاً ممکن است. البتّه رشد هشت درصدی معجزه نمیکند و اتّفاق مهمّی در یک سال پیش نمیآید؛ رشد بالا باید استمرار پیدا کند، عواید آن و محصول آن باید عادلانه تقسیم بشود تا در وضع کشور تغییراتی ایجاد کند و محسوس باشد برای مردم که این کار اتّفاق افتاده.
اردیبهشت امسال نیز رهبر انقلاب در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی به عملکرد موفق دولت سیزدهم در افزایش رشد اقتصادی اشاره کردند و گفتند: یک جور خدمت هم خدمت به آبروی ملّی، عزّت ملّی و اعتبار ملّت ایران است؛ اعتبار ملّت ایران! اینکه طبق قضاوت مراکز بینالمللی مالی، رشد اقتصادی ایران از نزدیک به صفر برسد به پنج درصد، این یک افتخار ملّی است، این یک عزّت ملّی است، این نشاندهنده پیشرفت کشور است؛ این اتّفاق افتاد و امثال اینها مکرّر اتّفاق افتاد.
بدون نظر! اولین نفر باشید